تبلیغات
The Lonely Shepherd

تاریخ:  

پنج نعمت بزرگ که اگر کسی در زندگی آنهارا نداشته باشد , 
بهره ی زیادی از زندگی نبرده است :

عقــــــــل  *  دیــــــن  *   ادبــــــــ   *   حیــــــا   *  خوش اخــــــلاقی


حضرت حســین (ع) 
Skip jack

پشت خیلی از لغات معانی خیلی عجیبی نهفتس ... لغاتی باظاهر ساده اما مفاهیم خیلی عمیق
اونقدر این مفاهیم عمیق هستن که اون لغت از توضیحش بر نمیاد. مثل خدا , مادر , عشق و ...

 اما 
بعضی لغاتم هستن که حرفای زیادی برای گفتن دارن 
برای مثال: skip jack

این لغت چه معنایی داره ؟

توی لغت نامه سه معنی برای این کلمه درج شده 

1. بازیچه ای که از جناغ مرغ درست می کنند
2.جوان ژیگلو و خودنما
3.نوعی ماهی زیستگرد در سطح آب

معنای سوم , معنای لغوی رایج این کلمست .

بعضی لغات انگلیسی معنای خیلی عمیقی دارن , در نگاه اول این سه تا معنی با هم دیگه از عرض تا عرش تفاوت دارن .
اما اگه دقیق تر نگاه کنیم یه ارتباط جالبی رو بین این سه تا معنی پیدا می کنیم .

ماهی بخصوصی که به skipjack معروفه یه ویژگی جالب و منحصر به فرد داره اونم اینه که این ماهی بیشتر علاقه داره که توی سطح آب زندگی کنه . اگر از دید یه ماهی گیر به این ماجرا نگاه کنی می بینی که انگار این ماهی علاقه به خودنمایی داره . درست برخلاف اکثر ماهی ها که با حضور صیاد خیلی محجوب میشن این ماهی آن چنان که باید و شاید اعتنایی به صیاد نمی کنه .

واقعیت امر اینه که این ماهی با انتخاب این شیوه ی زندگی و با انتخاب این کنام و زیستگاه خاص (سطح آب) این خطر رو به جون میخره که همیشه در تیرس چشم صیادها و شکارچی ها باشه .

حالا معنای دوم لغت  که جوان ژیگلو و خودنماست شباهتی با معنای بالا پیدا میکنه .
بعضی جوان هایی که نیاز شدیدی به جلب توجه دیگران دارن درست مثل همون ماهی رفتار میکنن , یعنی با انتخاب این 
شیوه ی زندگی به همون اندازه ی ماهی داستان ما خودنمایی می کنن .

اما این لغت وقتی جالب تر میشه که بخوای ارتباط معنای دیگه ی این لغت (بازیچه ای که از استخوان جناغ مرغ درست میشه) رو با دوتا معنای قبلی بفهمی . 
معنای اول به زبون ساده تر به نوعی بازیچه اطلاق میشه .

حتما علتی داشته که این سه مفهوم اسم یکسان گرفتن


آیا به نظرشما بین خودنما بودن و ژیگلو بودن و بازیچه شدن ارتباطی وجود نداره ؟؟

به زعم من جوان ژیگلو و خودنما نه تنها همیشه در تیررس چشم صیادهاست بلکه بازیچه و ملعبه ی عده ای هم خواهد بود .



پی نوشت چوپان:

کسی که ظاهر نامناسبی داره هرچقدرهم که خودش رو مصون ازخطا و گناه بدونه و هرچقدرهم که روشن فکر باشه 
باز هم نمیتونه تصور دیگران رو راجع به خودش تغییر بده 

عوام الناس  اون شخص رو جوانی ژیگلو میبینن
اهل معرفت   خودنمایی این شخص رو به پای جهلش از حقایق هستی می نویسن
و افراد گرگ صفت و هرزه   این شخص رو ملعبه و بازیچه ی خودشون میدونن .

میشه به طرز فکر عوام بی التفات بود 
میشه شماتت اهل معرفتو تحمل کرد 

اما نمیشه از دندونهای تیز گرگ ها در امان بود , نمیشه با ظاهر نامناسب ازنگاههای هرزه در امان بود .


سال 1344 امام موسی صدر یک غزل عاشقانه به نام (( مهتاب)) سرود و اون رو به همسرشون بانو پروین خلیلی تقدیم کردن :




پرده‌ای از پرند س‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍یم اندود      ماه بر دوش شام گسترده


روشن و دلکش و خیال‌انگیز       وز نسیم شبانه افسرده

و اندر اعماق آشیانه خویش      سر خود مرغ حق فرو برده

یاد بیداری و تلاش و سخن        از خیال زمانه بسپرده

نیمی از شام هجر بگذشته      صحبت غم به جانم آورده

خواب بگریخته زدیده من      دامن از اشک چشم پر کرده

لیک با رنج جانگداز فراق       روح باز از غمش نیازرده

یاد مهر حیات‌بخش «مه»م        زنده می‌دارد این تن مرده

لاله حاوی او چراغ شب است     نور بر شام هجر بسپرده

یا رب از جور دهر برهانش      تا که برهاند این سرا پرده


نکته جالب و شیرین توی این غزل اینه که حروف اول مصرع‌های اول این غزل نام «پروین خلیلی» و حروف اول مصرع‌های دوم این غزل نام «موسی صدر» را می‌سازن .

از بچه های زمین شناسی دانشگاهمون شنیدم که یکی از اساتیدشون تازه از فرانسه برگشته
و قراره که به اونها چند واحدی رودرس بده


استادی با موی سفید و یک کوله باری از تجربه ...

و بعداز ظهرها به قسمت غربی دانشگاه میره و به تماشا ی برج کبوتر خانه ی داشگاهمون میشینه



http://jahan7.persiangig.com/image/1.jpghttp://jahan7.persiangig.com/image/2.jpghttp://jahan7.persiangig.com/image/4.jpg


یکی از شاگرد هاش علت این کار رو جویا شد ...

که مگه چه چیزی رو در این بنا دیدید که اینقدر شیفته ی اون شدید؟

استادجواب داد :
 
((این برج  من رو یاد برج ایفل پاریس میندازه !
وقتی که توی فرانسه بودم به پیش برج ایفل میرفتم و از تماشای زیبایی اون برج متحیر میموندم .
اما الان وقتی به این برج نگاه میکنم ... میبینم که زیبایی واقعی یعنی چی ...
این برج زیبا منو یاد برج ایفل میندازه !))



بعد ازاین که این ماجرا روشنیدم نا خداگاه یاد خاطره ای افتادم


سال پیش وقتی که داشتم از کنار دانشکده ی زمین شناسی عبور میکردم تا به دانشکده ی خودمون برسم ...
چشمم به همین برج کبوترخانه افتاد ...

در پایین برج دوتا دختر خانم رو دیدم که کنار این برج ایستاده بودن وداشتن کرکر میخندیدن ... بعد هر دو به سمت برج

برگشتن و با یه حرکت رزمی عجیب لگدهایی رو به قسمتی از دیواره ی برج زدند که در حال تخریب بود ... یه جورایی

 داشتن با خراب کردن یک قسمتی از دیواره, قدرت خودشونو به رخ هم دیگه میکشیدن !!!

البته خداروشکر معمارهایی که این برج رو ساختند فکر اینجاها رو هم کرده بودن که امکانش هست که همچین افرادی از

این هنر نمایی ها بکنن و برج آسیب چندانی ندید


این خاطره خیلی ذهنمو درگیر کرد

که طرز فکر انسانها چقدر میتونه متفاوت باشه ... چقدر دید انسانها میتونه متفاوت باشه

یکی با دیدن این برج از زیبایی اون به وجد میاد و یکی دیگه از اون به عنوان کیسه ی بوکس استفاده میکنه

اینجاست که باید گفت :

این کجا و آن کجا


http://jahan7.persiangig.com/image/5.jpg



دو آتش نشان وارد جنگلی می شوند تا آتشی را خاموش کنند.

 

 


آخر کار وقتی از جنگل بیرون می آیند و به کنار
رود خانه می روند،


صورت یکی کثیف و پر از خاکستر،اما صورت آن یکی به شکل معصومانه ای تمیز است.پرسش:کدامشان صورتش را می شوید؟



اشتباه کردید.


آنکه صورتش کثیف است به آن یکی نگاه می کند و فکر می کند صورت خودش هم همانطور است.


اما آنکه صورتش تمیز است،می بیند سرتاپای رفیقش غبار گرفته است وبه خودش می گوید:

((حتما من هم کثیفم.باید خود را تمیز کنم.))


حالا فکر کنیم چندبار اتفاق افتاده است که دیگران بر اثر رفتار بد ما یا ما بر اثر رفتار بد دیگران، به شست وشو وپالایش روح خودمان پرداخته ایم.

وقتی فرد مقابل ما مهربان وخوب و دوست داشتنی نیست، کمی باید به ((خودمان)) شک کنیم.

123

مطالب سایت


 

امکانات سایت: پیوندها، روزانه ها، آمار سایت و ...

   

امکانات سایت


درباره سایت

 

انسانی که به خـــــــــدا نزدیک است بین واقع و خیالش مرزی نیست .
وقتی گرفتار کابوسیم به شیطان نزدیک شده ایم .

 

درباره سایت